فلسفه چیست؟ راهنمای ساده ای برای شناخت فلسفه و فیلسوفان بزرگ جهان و ایران
به گزارش نهایت علم، فلسفه فقط مجموعه ای از نام ها و نظریه های قدیمی نیست؛ بلکه راهی برای دقیق تر فکر کردن در رابطه با حقیقت، شناخت، اخلاق، انسان و معنای زندگی است.
به گزارش نهایت علم به نقل از خبر آنلاین، هرگاه انسان از خود می پرسد «چرا وجود دارم؟»، «از کجا بدانم چیزی حقیقت دارد؟»، «خوب و بد را چه چیزی تعیین می کند؟» یا «آیا جهان همان چیزی است که می بینم؟»، در حقیقت وارد قلمرو فلسفه شده است.
فلسفه در طول تاریخ کوشیده است پرسش های بنیادی انسان را بررسی کند؛ پرسش هایی که گاهی پاسخ قطعی ندارند، اما فکر کردن در رابطه با آنها می تواند شیوه نگاه ما به جهان و زندگی را تغییر دهد.
فلسفه به زبان ساده یعنی چه؟
اژه «فلسفه» از زبان یونانی آمده و معمولا به مفهوم دوستداری دانایی ترجمه می شود. در عین حال، فلسفه فقط جمع آوری اطلاعات یا حفظ کردن نظریه های فیلسوفان نیست.
فلسفه بیشتر به پرسیدن پرسش های بنیادی، دقیق فکر کردن و بررسی دلایلی مربوط می شود که برای باورهایمان داریم.
به زبان ساده، فلسفه یعنی کوشش برای یافتن پاسخ های منطقی به پرسش های عمیق در رابطه با انسان، جهان، حقیقت، اخلاق و زندگی. فلسفه از ما می خواهد میان «نظر شخصی» و «باور مستدل» تفاوت بگذاریم و هر ادعایی را بدون بررسی نپذیریم.
فلسفه چه موضوع هایی را بررسی می کند؟
لسفه حوزه ای گسترده است و نمی توان آنرا به یک مبحث محدود کرد. فیلسوفان در طول تاریخ در رابطه با ماهیت جهان، انسان، شناخت، اخلاق، جامعه و هنر اندیشیده اند.
هستی شناسی؛ چه چیزی واقعا وجود دارد؟
یکی از بنیادی ترین پرسش های فلسفه این است که حقیقت چیست؟
آیا جهان فقط همان چیزی است که با حواس خود می بینیم؟ ذهن چیست؟ آیا روح وجود دارد؟ زمان چه ماهیتی دارد؟ آیا انسان آزاد است یا رفتارهای او بوسیله عوامل مختلف از پیش تعیین می شود؟
این پرسش ها بیشتر در عرصه هستی شناسی و متافیزیک بررسی می شوند. هستی شناسی به مطالعه وجود و انواع چیزهایی می پردازد که میتوان گفت «هستند».
معرفت شناسی؛ از کجا بدانیم چیزی حقیقت دارد؟
فرض کنید کسی با اطمینان خبری را به شما می گوید. از کجا می دانید سخن او درست است؟
آیا حواس ما همیشه قابل اعتماد هستند؟ آیا تجربه شخصی می تواند حقیقتی را ثابت کند؟ آیا عقل به تنهایی می تواند ما را به شناخت برساند؟
این پرسش ها مبحث معرفت شناسی هستند؛ حوزه ای که شناخت، باور، دانش، یقین و حدود آگاهی انسان را بررسی می کند.
اخلاق؛ درست و غلط را به چه صورت تشخیص دهیم؟
آیا همیشه باید راست گفت؟ اگر دروغ گفتن سبب نجات جان یک انسان شود، باز هم کار نادرستی است؟ آیا هدف خوب می تواند روش نادرست را توجیه کند؟
فلسفه اخلاق تلاش می کند معیارهای مختلف خوب و بد، درست و نادرست و مسئولیت انسانی را بررسی کند. این حوزه فقط در رابطه با قوانین اخلاقی نیست، بلکه به علل پشت تصمیم های اخلاقی هم توجه دارد.
فلسفه سیاست؛ جامعه عادلانه چه شکلی است؟
قدرت چه زمانی مشروع است؟ عدالت چیست؟ آزادی انسان تا کجا باید ادامه داشته باشد؟ رابطه فرد و حکومت چه طور باید باشد؟ آیا همه انسان ها باید از حقوق یکسان برخوردار باشند؟
این پرسش ها در فلسفه سیاسی بررسی می شوند. فیلسوفان سیاسی در رابطه با حکومت، قانون، عدالت، آزادی، برابری و حقوق فردی و اجتماعی اندیشیده اند.
زیبایی شناسی؛ چرا چیزی را زیبا می دانیم؟
چرا یک موسیقی، نقاشی، فیلم یا شعر می تواند برای ما زیبا و تاثیر گذار باشد؟ آیا زیبایی خصوصیت حقیقی یک اثر است یا به سلیقه و ذهن مخاطب بستگی دارد؟
زیبایی شناسی شاخه ای از فلسفه است که در رابطه با هنر، زیبایی، تجربه هنری و معیارهای داوری در رابطه با آثار هنری بحث می کند.
فیلسوف کیست؟
یلسوف کسی نیست که صرفا کتاب های فلسفی زیادی خوانده باشد.
در معنای گسترده تر، فیلسوف کسی است که در رابطه با پرسش های بنیادی با دقت، استدلال و نگاه انتقادی فکر می کند و تلاش دارد باورهای خود و دیگران را بررسی کند.
البته فلسفه به مفهوم شک کردن به همه چیز بدون دلیل نیست. فلسفه از ما می خواهد میان فکر کردن و صرفا نظر دادن تفاوت بگذاریم.
یک فیلسوف ممکنست بپرسد:
چرا فکر می نماییم این مساله درست است؟ دلیل ما برای درست بودن این باور چیست؟ آیا میتوان خلاف این دیدگاه را هم تصور کرد؟ اگر این باور درست باشد، چه پیامدهایی خواهد داشت؟
همین زنجیره پرسش ها می تواند ما را به بخش بزرگی از تفکر فلسفی برساند.
فیلسوفان بزرگ جهان چه کسانی بودند؟
اریخ فلسفه هزاران سال قدمت دارد و اندیشمندان بسیاری در ایجاد آن نقش داشته اند. تعدادی از مشهورترین فیلسوفان جهان عبارت اند از:
سقراط؛ فیلسوف پرسش ها
سقراط از مشهورترین فیلسوفان یونان باستان بود. او بیشتر به سبب روش پرسش گری خود شناخته می شود.
عدالت، فضیلت، حقیقت و زندگی خوب از موضوعات مهم اندیشه سقراط بودند. او به جای آنکه همیشه پاسخ آماده عرضه نماید، با پرسیدن سؤال های پی درپی تلاش می کرد افراد را وادار کند در رابطه با باورهای خود باردیگر فکر کنند.
سقراط آثار مکتوبی از خود بر جای نگذاشت و بیشتر آن چه امروز در رابطه با اندیشه های وی می دانیم، از نوشته های شاگردش افلاطون و دیگر نویسندگان به دست آمده است.
افلاطون؛ شاگرد سقراط
افلاطون، شاگرد سقراط، یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان تاریخ است. او بیشتر آثار خویش را بشکل گفتگو نوشت و در خیلی از آنها، سقراط شخصیت اصلی بحث است.
افلاطون در رابطه با عدالت، سیاست، آموزش، حقیقت و ماهیت حقیقت بحث کرد. کتاب جمهوری یکی از مشهورترین آثار اوست که در آن در رابطه با عدالت و جامعه مطلوب گفتگو می شود.
او همینطور آکادمی را در آتن بنیان گذاشت؛ مرکزی که از اولین نهادهای مهم آموزش فلسفه در جهان بشمار می رود.
ارسطو؛ اندیشمندی با دامنه ای گسترده
ارسطو، شاگرد افلاطون، تقریبا در خیلی از حوزه های دانش زمان خود فعالیت داشت؛ از فلسفه و منطق گرفته تا زیست شناسی، سیاست، اخلاق و ادبیات.
او تأثیر زیادی بر تاریخ تفکر غرب و همینطور فلسفه اسلامی گذاشت. ارسطو از مهم ترین چهره های تاریخ منطق هم به حساب می آید و بررسی استدلال های درست و نادرست، جایگاه مهمی در آثار او دارد.
در فلسفه اخلاق، ارسطو بر مفهوم «فضیلت» و نقش عادت های درست در ایجاد شخصیت انسان تاکید می کرد.
دکارت؛ «می اندیشم، پس هستم»
رنه دکارت، فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی، یکی از چهره های مهم فلسفه مدرن بود.
او کوشش کرد با شک کردن در باورهای مختلف، به نقطه ای برسد که بتواند شناخت را با اطمینان بیشتری از آنجا آغاز کند. جمله مشهور «می اندیشم، پس هستم» خلاصه ای شناخته شده از یکی از ایده های اصلی اوست.
دکارت معتقد بود حتی اگر در رابطه با خیلی از چیزها شک نماییم، خودِ عمل اندیشیدن نشان داده است که موجودی اندیشنده وجود دارد.
کانت؛ بررسی مرزهای شناخت انسان
ایمانوئل کانت، فیلسوف آلمانی، از مهم ترین متفکران عصر مدرن بود.
او در رابطه با این پرسش اندیشید که ذهن انسان چه طور جهان را می شناسد و آیا شناخت ما از حقیقت محدودیت هایی دارد یا نه.
کانت در فلسفه اخلاق هم نظریه ای تاثیر گذار ارایه کرد و بر اهمیت وظیفه اخلاقی و احترام به انسان تاکید داشت. از دید او، انسان نباید صرفا وسیله ای برای رسیدن به هدف های دیگران باشد.
نیچه؛ پرسش از ارزش های پذیرفته شده
فریدریش نیچه یکی از بحث برانگیزترین فیلسوفان دوران مدرن است.
او خیلی از ارزش ها و باورهای رایج زمان خویش را به چالش کشید و در رابطه با اخلاق، قدرت، معنای زندگی و ایجاد ارزش های انسانی نوشت.
نوشته های نیچه بیش از آنکه پاسخ های ساده عرضه کنند، خواننده را وادار می کنند در رابطه با باورهای خود باردیگر فکر کند. سبک ادبی و گزین گویه ای او هم سبب شده آثارش در بین مخاطبان گسترده ای مورد توجه قرار گیرد.
سارتر؛ آزادی و مسئولیت انسان
ژان پل سارتر از مشهورترین فیلسوفان قرن بیستم و از چهره های اصلی اگزیستانسیالیسم بود.
او در رابطه با آزادی، انتخاب، مسئولیت و معنای زندگی انسان فکر می کرد. از دید اگزیستانسیالیستی، انسان با انتخاب های خود اهمیت بالای ی در شکل دادن به زندگی اش دارد و آزادی هم همواره با مسئولیت همراه می باشد.
سارتر معتقد بود انسان نمی تواند مسئولیت انتخاب های خویش را به صورت کامل به شرایط، جامعه یا دیگران واگذار کند.
فیلسوفان ایرانی و اندیشمندان بزرگ فلسفه در ایران
فلسفه فقط به یونان و اروپا محدود نمی گردد. سرزمین ایران در طول تاریخ یکی از مراکز مهم تفکر فلسفی بوده است و اندیشمندان ایرانی و اسلامی نقش بزرگی در انتقال، گسترش و تحول فلسفه داشته اند.
فارابی؛ معلم دوم
ابونصر فارابی از مهم ترین فیلسوفان دوره اسلامی بود.
او در عرصه هایی مانند فلسفه، منطق، سیاست و موسیقی فعالیت داشت و به سبب اهمیت آثارش در تاریخ فلسفه، لقب معلم ثانی را دریافت کرد؛ عنوانی که بعد از ارسطو به او داده شد.
فارابی در رابطه با جامعه مطلوب، سیاست، آموزش و رابطه میان فلسفه و زندگی اجتماعی اندیشه های مهمی داشت. آثار وی در انتقال و تفسیر فلسفه یونان در جهان اسلام هم نقش مهمی ایفا کرد.
ابن سینا؛ فیلسوف و پزشک نامدار
ابوعلی سینا از مشهورترین دانشمندان و فیلسوفان ایرانی است. شهرت او تنها به فلسفه محدود نمی شود و آثار پزشکی اش هم قرن ها در جهان مورد توجه بوده اند.
ابن سینا در موضوع هایی مانند وجود، ماهیت، نفس، عقل و خداوند بحث های گسترده ای بیان نمود. اندیشه های وی تأثیر زیادی بر فلسفه اسلامی و بعدها بر برخی جریان های فلسفه اروپائی گذاشت.
تمایز میان «ماهیت» و «وجود» از موضوعات مهم در فلسفه ابن سینا بشمار می رود.
سهروردی؛ بنیان گذار حکمت اشراق
شهاب الدین سهروردی یکی دیگر از چهره های مهم فلسفه ایرانی و اسلامی است.
او مکتب حکمت اشراق را شکل داد؛ مکتبی که در آن استدلال فلسفی در کنار شهود و معرفت درونی اهمیت پیدا می کند.
سهروردی در آثار خود از زبان نمادین و داستانی هم بهره برد و تلاش داشت میان میراث فلسفی یونان، حکمت ایران باستان و برخی آموزه های عرفانی پیوند بوجود آورد.
ملاصدرا؛ بنیان گذار حکمت متعالیه
صدرالدین شیرازی، معروف به ملاصدرا، از برجسته ترین فیلسوفان تاریخ ایران است.
او بنیان گذار مکتب حکمت متعالیه بود و کوشش کرد میان فلسفه مشاء، حکمت اشراق، عرفان و برخی مباحث کلامی پیوند بوجود آورد.
نظریه اصالت وجود و دیدگاه او در رابطه با حرکت جوهری، از مهم ترین مباحث فلسفه ملاصدرا هستند و جایگاه ویژه ای در فلسفه اسلامی دارند.
علامه طباطبایی؛ فلسفه در دوران معاصر
فلسفه در دوران معاصر ایران هم به مسیر خود ادامه داده است.
علامه محمدحسین طباطبایی از مهم ترین فیلسوفان و متفکران معاصر ایران بود که در حوزه فلسفه اسلامی، تفسیر و علوم دینی فعالیت داشت.
کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم از آثار مهم فلسفی معاصر ایران به حساب می آید. این اثر در گفتگو با جریان های فکری جدید، به بررسی مسایل فلسفی و مباحث مربوط به حقیقت و شناخت می پردازد.
فلسفه چه تفاوتی با علم دارد؟
لسفه و علم هر دو بدنبال شناخت هستند، اما روش ها و پرسش های آنها همیشه یکسان نیست.
علم معمولا در رابطه با پدیده هایی مطالعه می کند که میتوان آنها را با مشاهده، اندازه گیری و شیوه های تجربی بررسی کرد. بعنوان مثال، فیزیک می پرسد یک جسم چه طور حرکت می کند.
اما فلسفه ممکنست پرسش دیگری مطرح کند:
علم چه طور می تواند در رابطه با جهان به شناخت قابل اعتماد برسد؟ تجربه و مشاهده تا چه اندازه می توانند حقیقت را نشان دهند؟ روش علمی چه محدودیت هایی دارد؟ آیا هر چیزی که قابل اندازه گیری نیست، بی معناست؟
به همین دلیل، فلسفه و علم الزاماً رقیب یکدیگر نیستند. این دو حوزه در خیلی از مسائل، پرسش های متفاوتی را بررسی می کنند و گاهی به یکدیگر نیاز دارند.
آیا فلسفه فقط برای دانشگاهیان است؟
یر. برای فلسفه خواندن، لازم نیست فیلسوف یا دانشجوی فلسفه باشید.
هر بار که در رابطه با یک باور قدیمی سؤال می کنید، دلیل یک تصمیم را بررسی می کنید، در رابطه با معنای عدالت فکر می کنید یا از خود می پرسید «چرا باید این کار را انجام دهم؟»، درحال نزدیک شدن به تفکر فلسفی هستید.
فلسفه در زندگی روزمره هم حضور دارد؛ حتی اگر نام آنرا ندانیم. هنگامی که میان دو انتخاب اخلاقی قرار می گیریم، در رابطه با آزادی خود تصمیم می گیریم، در رابطه با حقیقت یک خبر تردید می نماییم یا از خود می پرسیم چه چیزی یک زندگی خوب را می سازد، با پرسش هایی فلسفی مواجه هستیم.
چرا فلسفه هنوز اهمیت دارد؟
در دنیای امروز که فناوری، هوش مصنوعی و علوم مختلف با سرعت زیادی پیشرفت می کنند، ممکنست این پرسش مطرح شود که فلسفه چه کاربردی دارد.
یکی از پاسخ ها این است که افزایش اطلاعات الزاماً به مفهوم افزایش خرد نیست. انسان امروز به اطلاعات خیلی بیشتری نسبت به گذشته دسترسی دارد، اما همچنان باید تصمیم بگیرد چه چیزی درست، مهم یا باارزش است.
فلسفه می تواند به ما کمک کند:
بهتر سؤال بپرسیم؛ دلیل ها را بررسی کنیم؛ تناقض ها را ببینیم؛ میان حقیقت و ادعا تفاوت بگذاریم؛ کمتر هر خبری را بدون بررسی بپذیریم؛ در رابطه با تصمیم های اخلاقی و اجتماعی آگاهانه تر فکر نماییم.
از این نظر، فلسفه فقط دانستن نام چند فیلسوف قدیمی نیست؛ بلکه نوعی تمرین برای دقیق تر فکر کردن است.
فلسفه در نهایت به چه پرسش هایی می رسد؟
شاید نتوان برای فلسفه یک سؤال واحد تعیین کرد، اما خیلی از پرسش های فلسفی در نهایت به چند مساله بنیادی بازمی گردند:
چه چیزی حقیقت دارد؟ چه طور می توانیم حقیقت را بشناسیم؟ چه طور باید زندگی کنیم؟ انسان چیست؟ آیا انسان آزاد است؟ آیا جهان معنایی دارد؟ چه چیزی یک زندگی خوب را می سازد؟ اگر برای برخی پرسش ها پاسخ قطعی وجود نداشته باشد، چه طور باید زندگی کنیم؟
فلسفه لزوماً قرار نیست برای همه این پرسش ها پاسخ نهائی پیدا کند. ارزش فلسفه گاهی در خودِ مسیر جست وجوست؛ مسیری که انسان را وادار می کند آهسته تر فکر کند، باورهایش را بررسی کند و جهان را از زاویه ای تازه ببیند.
جمع بندی؛ فلسفه تمرین اندیشیدن است
فلسفه با پرسش آغاز می شود؛ پرسش هایی در رابطه با جهان، انسان، حقیقت، اخلاق و معنای زندگی. این دانش به ما یاد می دهد که هیچ باور مهمی را صرفا به سبب عادت، شهرت یا تکرار نپذیریم و برای دیدگاه های خود دلیل داشته باشیم.
از سقراط، افلاطون و ارسطو تا دکارت، کانت، نیچه و سارتر، فیلسوفان جهان هرکدام قسمتی از این مسیر را شکل داده اند. در ایران و جهان اسلام هم اندیشمندانی مانند فارابی، ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا و علامه طباطبایی نقش مهمی در گسترش تفکر فلسفی داشته اند.
شاید فلسفه همیشه پاسخ قطعی به پرسش های انسان ندهد، اما توانایی پرسیدن، بررسی کردن و بهتر فکر کردن را تقویت می کند. به همین دلیل، با وجود گذشت هزاران سال از اولین پرسش های فلسفی، این دانش همچنان زنده و ضروری است؛ چونکه نیاز انسان به فهمیدن، پرسیدن و معنا دادن به جهان همچنان ادامه دارد.
۵۷
منبع: نهایت علم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب