سلاح های ممنوعه در میدان نبرد
نهایت علم: سازمان های بین المللی و بشردوستانه هم قوانین و قواعدی جهت استفاده از تسلیحات اعلام نموده اند که هدف اصلی آن ایجاد توازن بین ضرورت نظامی و الزامات انسانی است و در این راستا، محدودیت های سخت گیرانه ای برای انتخاب ابزارهای جنگی وضع شده است
غزال زیاری: در جریان هر جنگی که در هر گوشه ای از دنیا رخ می دهد، نخستین نگرانی افراد، از دست رفتن جان افراد بی گناه و غیرنظامی است. در حالی که طراحی و تولید سلاح ها در دنیای مدرن، پیشرفت زیادی داشته و ابزارهای کشنده هرسال ویرانگرتر و هولناک تر می شوند، همه انتظار دارند که دست کم افراد غیرنظامی در امان باشند.
البته دراین میان سازمان های بین المللی و بشردوستانه هم قوانین و قواعدی جهت استفاده از تسلیحات اعلام نموده اند که هدف اصلی آن ایجاد توازن بین ضرورت نظامی و الزامات انسانی است و در این راستا، محدودیت های سخت گیرانه ای برای انتخاب ابزارهای جنگی وضع شده است. ریشه این ممنوعیت ها به دو اصل مهم برمی گردد:
ممنوعیت تسلیحاتی که موجب رنج غیرضروری می شوند و تسلیحاتی که کور و بی رویه هستند.
اعمال محدودیت جهت استفاده از تسلیحات
ریشه های مدرن این محدودیت ها به نیمه دوم قرن نوزدهم برمی گردد و نقطه عطف تاریخی آن، بیانیه سال ۱۸۶۸ سن پترزبورگ بود. در این بیانیه اعلام گردید که هدف مشروع جنگ فقط تضعیف نیروهای نظامی دشمن است.
این اصول در کنوانسیون های ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه تکمیل شد که در آنها استفاده از سم و سلاح های سمی و گلوله های منبسط شونده که در بدن انسان به سادگی پهن شده و جراحات مرگباری ایجاد می کنند، ممنوع گردید.
در این مقاله می خواهیم تا به تسلیحات ممنوعه در جنگ ها اشاره کنیم:
۱. تسلیحات کشتارجمعی (WMD): ممنوعیت مطلق
آثار مخرب و غیرقابل کنترل تسلیحات شیمیایی، بیولوژیک و هسته ای سبب شده تا نام این تسلیحات در صدر فهرست سیاه قرار بگیرند:
سلاح های بیولوژیک و شیمیایی: کنوانسیون های BWC (۱۹۷۲) و CWC (۱۹۹۳) تولید و استفاده از این سلاح ها را به صورت کامل ممنوع کرده اند. در تسلیحات بیولوژیک، سلاح یک موجود زنده یا سم بیولوژیکی مثل باکتری سیاه زخم یا سم بوتولینوم است. عامل نابودگری سلاح های بیولوژیک، توانایی تکثیر سریع و تخریب سیستم ایمنی یا فلج کردن عضلات است. این تسلیحات دوره نهفته دارند و هدف آنها ایجاد اپیدمی های غیرقابل کنترل در جمعیت های بزرگ و فلج کردن زیرساخت های بهداشتی و اقتصادی یک کشور است.
سلاح های شیمیایی بر پایه واکنش های بیوشیمیایی عمل می کنند. کشنده ترین نوع آنها عوامل اعصاب هستند که شامل ترکیبات فسفره می شوند. این مواد آنزیم استیل کولین استراز را در بدن بلوکه می کنند و درنتیجه سیگنالی بصورت مداوم به ماهیچه ها ارسال می شود که درنهایت به تشنج، ایست تنفسی و مرگ افراد در چند دقیقه می انجامد. هدف اصلی این سلاح ها، سیستم عصبی انسان و از پای درآوردن نیروی انسانی در فضاهای باز یا پناهگاه ها بدون تخریب ساختمان هاست.
تسلیحات هسته ای: باوجود تصویب معاهده TPNW در سال ۲۰۱۷، کشورهای دارای سلاح هسته ای همچنان از پیوستن به آن خودداری می کنند. در سال ۲۰۲۵، با کاهش آستانه تهدیدات هسته ای در درگیری های منطقه ای، خطر بازگشت به رقابت تسلیحاتی بشدت افزایش پیدا کرده است.
قدرت این سلاح از عنصر اورانیوم-۲۳۵ یا پلوتونیوم-۲۳۹ و با استفاده از فرایند «شکافت هسته ای» که در آن هسته اتم متلاشی شده و مقدار عظیمی انرژی طبق فرمول E=mc2 آزاد می شود، منشاء می گیرد. عناصر کلیدی در این سلاح، اورانیوم غنی شده یا هیدروژن (در بمب های حرارتی) است و هدف تخریب آن، یک منطقه جغرافیایی وسیع است. این سلاح از چهار طریق نابود می کند: موج انفجار (تخریب فیزیکی)، تابش حرارتی (تبخیر اجسام)، تشعشعات اولیه و نهایتا باران رادیواکتیو که خاک و آب را برای ده ها سال سمی و غیرقابل سکونت می کند.
۲. مین های زمینی و مهمات خوشه ای: میراث مرگبار
بعد از پایان هر جنگ، این تسلیحات به علت نرخ بالای «عمل نکردن»، به مین های غیررسمی تبدیل می شوند.
مهمات خوشه ای، بارانِ ترکش و فولاد: کنوانسیون ۲۰۰۸ (CCM) این سلاح ها را ممنوع کرد؛ ولی گزارش ها در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که ۹۰٪ قربانیان این سلاح در مناطقی مانند اکراین، سوریه و لبنان، غیرنظامیان بوده اند. مهمات خوشه ای از یک پوسته اصلی (بمب مادر) و ده ها یا صدها ریزمهمات تشکیل شده اند و مکانیسم عملکرد این سلاح بر پایه هیدرودینامیک انفجاری و توزیع آماری ترکش در سطح وسیع است.
بدنه ریزمهمات ها معمولا از فولاد سخت کاری شده یا ترکیبات تنگستن ساخته می شوند و درون هریک، مواد منفجره ای مثل ترکیبی از RDX و TNT که چگالی بالایی دارند قرار دارد. این سلاح ها، با تشکیل فشار بیش ازحد و ترکش زایی متقارن مرگبار می شوند.
در لحظه انفجار، بدنه فلزی به هزاران تکه با لبه های تیز تبدیل می شود که با سرعت مافوق صوت پرتاب شده و هر بافت زنده یا زره سبکی را در شعاع تخریبش متلاشی می کند. هدف اصلی این سلاح، اهداف نرم و پراکنده مثل پیاده نظام ها، ستون های خودرویی و باندهای فرودگاه در مساحت های بزرگ است. بزرگ ترین چالش علمی این سلاح، نقص در فیوزهای تماسی است که موجب می شود حدود ۵ تا ۴۰ درصد ریزمهمات ها در لحظه برخورد منفجر نشوند و به مین های زمینی حساس تبدیل شوند که تا دهه ها در محیط باقی خواهند ماند.
۳. فسفر سفید و بمب های آتش زا:
فسفر سفید ماده ای شیمیایی است که بعنوان یک آلوتروپ خیلی فعال از عنصر فسفر شناخته می شود و به خاطر ساختار مولکولی چهاراتمی (P4 )، پایداری خیلی پایینی دارد. این ماده بر خلاف تسلیحات انفجاری کلاسیک، بوسیله واکنش شیمیایی خودبه خودی عمل کرده و به سرعت با اکسیژن هوا واکنش نشان میدهد.
طبق پروتکل سوم کنوانسیون CCW و ازنظر نظامی، از فسفر سفید برای نشانه گذاری یا ایجاد پرده دود برای پنهان کردن تحرکات نیروها استفاده می شود ولی در صورت استفاده در مناطق پرجمعیت، هدف آن ایجاد رعب و وحشت و نابودی کامل نیروی انسانی در محیط های غیرنظامی است. برخی کشورها مثل اسرائیل با استفاده از این «خلأ قانونی»، از فسفر سفید در مناطق پرجمعیت غزه و جنوب لبنان بهره برده اند که به خاطر مصرف بی رویه، ازنظر نهادهای حقوق بشری، جنایت جنگی تلقی می شود.
فسفر سفید، بمحض تماس با اکسیژن هوا گرفتار واکنش اکسیداسیون سریع می شود که بشدت گرمازاست. عامل اصلی تخریب این سلاح، خاصیت چربی دوستی آن است. فسفر سفید در چربی بدن انسان حل شده و سوختگی شیمیایی و حرارتی بوجود می آورد و تا وقتی که ماده به صورت کامل مصرف نشود یا اکسیژن به آن نرسد، به سوختن با دمایی در حدود ۸۱۵ درجه سانتی گراد، در عمق بافت ها و حتی استخوان ادامه می دهد. علاوه بر سوختگی، جذب این ماده بوسیله پوست منجر به نارسایی حاد کبد، کلیه و قلب می شود.
۴. بمب های ترموباریک (خلاء): ویرانی در محیط های بسته
این سلاح ها با پخش ابر سوختی و انفجار آن، اکسیژن موجود در محیط را مکیده و موج فشار ویرانگری ایجاد می کنند. گرچه معاهده خاصی برای ممنوعیت آنها وجود ندارد، اما استفاده از آن در محیط های شهری اوکراین و شبکه های تونلی غزه، به خاطر نقض اصل تناسب و رنج غیرضروری، بشدت محکوم شد.
بمب ترموباریک که به بمب خلأ یا گرمافشاری هم مشهور است، جزو پیچیده ترین تسلیحات غیرهسته ای است که بر خلاف بمب های معمولی که حاوی مخلوطی از سوخت و اکسیدکننده هستند، تقریبا ۱۰۰٪ از سوخت خالص تشکیل شده و برای انفجار از اکسیژن محیط بهره برده و در دو مرحله عمل می کند. ابتدا یک خرج کوچک، ابری از سوخت (معمولاً بشکل پودر فلزات مانند آلومینیوم یا منیزیم و یا مایعات هیدروکربنی) را در محیط پخش می کند. در مرحله دوم، این ابر مشتعل شده و یک گوی آتشین عظیم بوجود می آورد.
عامل مرگ بار این بمب ها، ایجاد یک موج فشار مثبت طولانی و سپس یک موج مکش (خلأ) شدید می باشد که طی آن تمام اکسیژن محیط سوخته و موج فشار حاصل از آن به درون سنگرها و تونل ها نفوذ می کند. فشار وارده موجب از هم پاشیدن بافت های نرم بدن، مثل ریه ها و اندام های داخلی شده و در اثر خلأ ایجادشده، سیستم تنفسی قربانیان از هم می پاشد.
این سلاح ها معمولا برای نابودی نیروهایی که در فضاهای بسته و مستحکمی مثل غارها، شبکه های تونلی و ساختمان های بتنی شهری سنگر گرفته اند مورداستفاده قرار می گیرند و به علت تخریب گسترده، استفاده از آن در مناطق مسکونی بحث برانگیز است.
۵. تسلیحات خودمختار (LAWS)
ظهور «ربات های قاتل» که بدون مداخله مستقیم انسان تصمیم به شلیک می گیرند، سومین انقلاب در جنگ افزارهاست. این نسل از جنگ افزارها، بر خلاف سلاح های قبلی که بر پایه واکنش های شیمیایی یا فیزیکی ساده بودند، بر پایه هوش مصنوعی (AI) و بینایی ماشین (Computer Vision) عمل می کنند؛ یعنی ماده منفجره، فقط یک ابزار است و «مغز الکترونیکی» عامل اصلی نابودگری است.
ریز پهپادهای گروهی (Swarms): آزمایش های عملیاتی پهپادهای گروهی (مثل KARGU در سال ۲۰۲۶) از توانایی ۲۰ پهپاد برای هماهنگی خودمختار در حمله به اهداف که کنترل انسانی را به چالش می کشد پرده برداشت.
این پهپادها تلفیقی از یک بدنه کامپوزیتی سبک، موتورهای الکتریکی یا بنزینی و یک واحد پردازنده مرکزی (CPU/GPU) هستند. عنصر کلیدی در مدلهای خودمختار، الگوریتم های یادگیری عمیق است؛ یعنی پهپاد بدون دستور انسان، هدف را شناسایی کرده و به آن حمله می کند. پهپادهای انتحاری، مجهز به سر جنگی با مواد منفجره قوی هستند. این سلاح ها قادرند تا از لایه های پدافندی عبور کرده و بشکل دقیقی به نقاط حساسی مثل باک سوخت تانک یا پنجره یک اتاق خاص به هدف خوردن می کنند.
در حالت خودمختار، پهپاد با تحلیل پیکسل های دوربین، انسان را از اشیاء تشخیص داده و برپایه الگوریتم «شلیک و فراموش»، هدف را منهدم می کند. از این ابزارها برای از بین بردن افراد خاص، ادوات زرهی گران قیمت و زیرساخت های راهبردی با کمترین استفاده می شود. پهپادهای گروهی با اشباع کردن پدافند دشمن، در عمل هرگونه دفاعی را نا ممکن ساخته و هدف اصلی در استفاده از آنها پیروزی در جنگ های فرسایشی با تأکید بر تعداد زیاد و هزینه کم است.
اورانیوم ضعیف شده (DU)؛ پیکان های رادیواکتیو و سمی: مهمات حاوی اورانیوم ضعیف شده، محصول جانبی فرایند غنی سازی اورانیوم هستند که با خصوصیت های فیزیکی منحصربه فردشان، در صدر تسلیحات ضدزره قرارگرفته اند. این مهمات در واقع نه بمب اتمی، بلکه پرتابه هایی با چگالی فوق العاده بالا هستند.
ماده اصلی این سلاح، اورانیوم-۲۳۸ است. اورانیوم فلزی است که حدود ۱.۷ برابر چگال تر از سرب و سخت تر از فولاد است. این چگالی بالا موجب می شود که پرتابه (که معمولا بشکل یک میله بلند و باریک است) انرژی جنبشی بالایی را در یک نقطه خیلی کوچک متمرکز کند. اورانیوم ضعیف شده خاصیت «تیزشوندگی آدیاباتیک» دارد؛ یعنی هنگام برخورد، لبه هایش در اثر حرارت خرد شده و نوک پیکان تیزتر می ماند تا به عمق نفوذ کند. عامل اصلی نابودگری بعد از نفوذ، خاصیت آتش زایی خودبه خودی آن است؛ یعنی ذرات اورانیوم در اثر اصطکاک شدید با زره، در دمای بالا مشتعل شده و فضای داخلی تانک را به جهنمی از آتش و گازهای سمی تبدیل می کنند.
هدف اصلی استفاده از این مهمات، انهدام تانک های سنگین و سنگرهای بتنی است. البته فاجعه اصلی پس از انفجار رخ می دهد؛ ذرات اکسید اورانیوم بشکل غبار در محیط پخش می شوند که این غبار علاوه بر سمیت شیمیایی برای کلیه ها، دارای پرتوزایی آلفا است که در صورت استنشاق یا بلع، منجر به سرطان ریه، خون و تولد نوزادان ناقص در مناطق جنگی می شود.
۷. اکوساید (Ecocide): محیط زیست بعنوان قربانی
در جنگ های نوین شاهد پدیده ای به نام «جنگ ترافرمینگ» (تغییر الزامی چهره زمین) هستیم؛ یعنی تخریب سیستماتیک و طولانی مدت اکوسیستم ها ازجمله خاک، منابع آب و زیرساخت های زیست محیطی که فراتر از تلفات انسانی، منطقه را برای نسل ها غیرقابل سکونت می کند.
در سال ۲۰۲۵، تلاشهای زیادی برای گنجاندن «اکوساید» بعنوان یک جنایت جنگی در اساسنامه رم انجام شد.
اینجا، سلاح تنها یک بمب نیست، بلکه مواد شیمیایی پایداری مثل عامل نارنجی یا علف کش های صنعتی، فلزات سنگین ناشی از مهمات (مثل سرب و جیوه) و تخریب زیرساخت های حیاتی (مثل سدها و تصفیه خانه ها) هستند. درعین حال رهاسازی آلاینده های نفتی در منابع آبی یا سوزاندن عامدانه جنگلها در این دسته قرار می گیرند.
عامل اصلی نابودگری در اکوساید، «قطع زنجیره حیات» است. مواد شیمیایی وارد چرخه غذایی شده و بوسیله خاک به گیاهان و سپس انسان هدایت می شوند. بطورمثال تخریب سدها منجر به نابودی لایه حاصلخیز خاک و شوری آب های زیرزمینی شده و در عمل منطقه را برای چندین نسل غیرقابل سکونت می کند. این نوع جنگ نه برای کشتن آنی، بلکه برای بایر کردن جغرافیایی است که طی آن توان بازسازی ملی از دست خواهد رفت.
هدف اصلی این نوع حمله، زمین گیر کردن تمدنی یک کشور بوسیله نابودی امنیت غذایی و آبی است. مناطق کشاورزی غزه، رودخانه های اوکراین و جنگل های راهبردی، نمونه هایی از جغرافیای هدف این پدیده هستند.
منابع: ohchr، brusselstimes، icrc، westpoint، jordantimes
منبع: نهایت علم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب